کاش دنیا
یکبار هم که شده
بازیش را به ما می باخت
مگر چه لذتی دارد
این بردهای تکراری برایش؟!…
***
انگار که شاهرگ احساسم را زده باشی …
بند نمی اید..
دوست داشتنت .
***
اینجا زمین است ، زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنیست…
***
هر روز
این عشق یکطرفه را طی میکنم
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار
نترس
جریمه اش با من
***
همیشه حرارت لازم نیست…
گاهی از سردی یک نگاه… میتوان آتش گرفت
***
از جداییمان برای هر که کسی گفتم
حق را به من داد
اما …
اینها نمی دانند من حق را نمیخواهم
حق که برای من تو نمی شود…
***
گوشه تا گوشه صحرا بخواب و نهراس
گرگ ها خاطرشان هست که آهوی منی..
***
می سپارمت به خدا ….
خدایی که هیچ وقت تو را به من نسپرد
***هرکی فهمید چی گفتم برام یادداشت بزاره
زنـدگـی قـصـه تـلـخـیست که از آغازشبس که آزرده شدم چشم به پایان دارم
****ز کوی میکده دوشش به دوش می بردندامام شهر که سجاده می کشید به دوش ****شرمنده ایم ز دوست که دل نیست لایقشبـایــد بــرای هـدیـه سری دسـت و پـا کنیم****سیه چشمی به کار عشق استادبه من درس محبت یاد میدادمرا از یاد برد آخر ولی منبه جز او عالمی را بردم از یاد****سالها رفت و ز یادم نرود دوست هنوزتا چه کردم که مرا دشمن جان اوست هنوز****شــب خوابید و از گریــه بیـدارم هنــوزگر چه رفتی از برم، مشتاق دیدارم هنــوز****شاهین آسمان وفایم ولی چه سوددانم که بر بام تو بی جا نشسته ام ****كس با لب پر خنده ندید ست مرا
روزی كه فلك كرد مرا از تو جدا
****
گرچه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز
****
گویند : خدا همیشه با ماست
ای غم نکند خدا تو باشی؟!
برچسب:
نویسنده: منصور سلیمانی
تاريخ: سه
شنبه
23 آبان
1391 ساعت: 13:04